تبليغاتX
بزرگترین وبلاگ هواداران بهنوش بختیاری

شماره موبایل بهنوش بختیاری: ۰۹۳۶۹۸۳۱۴۹۹



سلام به تمامی هواداران بهنوش بختیاری

اگه بهنوش بختیاری را دوست دارید حتما به وبلاگ کامنت بدهید.

عشق

 بزرگترین هدیه الهی است كه باعث آرامش روح می‌شود 

آخرین خبرها در مورد بهنوش بختیاری: 

فیلم سینمایی کیش و مات به کارگردانی آقای جمشید حیدری

طبق آخرین اطلاعات منتشر شده در نوروز ۱۳۸۸ در سینماهای

کشور اکران می شود. این فیلم سینمایی سراسر طنز است.

*******************************************************

فیلم سینمایی پسر تهرانی طبق آخرین اطلاعات منتشر شده تا چند

ماه دیگر اکران مشود.بازیگران این فیلم عبارت است از:بهنوش بختیاری

امین حیاحی - محمد رضا شریفی نیا و...........

و همچنین فیلم سینمایی دوخواهر  با بازی بهنوش بختیاری - نیکی

کریمی - محمد رضا گلزار و..... طبق اطلاعات منتشر شده چند ماه

دیگر اکران می شود.

*******************************************************

بهنوش بختیاری هم اکنون در فیلم سینمایی * شبانه روز *

مشغول به کار هستند. در این فیلم بازیگران زیادی حضور دارند.

اطلاعات دقیق از این فیلم در دسترس نیست. لیست بلند بالایی

 از بازیگران هر روز به آن اضافه میشود.

بازیگران این فیلم عبارت است از:

بازيگران: نیکی کریمی،پارسا پیروزفر٬خاطره اسدی،  مریم بویانی،
 
 شاهرخ فروتنیان، ستاره اسکندری، فرزان اطهری، مهناز افشار،
 
بهنوش بختیاری ، حامد بهداد، حمیدرضا پگاه، رویا جاویدنیا، 
 
فلامک جنیدی، نگار جواهریان، آزاده صمدی- لادن طباطبایی،
فریبا جدیکار، و ......
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اما آخرین خبری که بنده از شبانه روز داشتم: «شبانه‌روز» 13 آبان به

پايان مي‌رسد

طبق گزارش سایت سوره سینما که در روز ۸ آبان این خبر را مخابره کرد:

فيلمبرداري پروژه سينمايي «شبانه‌روز» ساخته مشترک کيوان عليمحمدي

 و اميد بنکدار 13 آبان‌ ماه در تهران به پايان مي‌رسد.

سيدجمال ساداتيان تهيه‌کننده اين فيلم گفت: هم اکنون گروه توليد اين فيلم

 مشغول گرفتن سکانس‌هاي پاياني در يک لوکيشين حوالي نياوران هستند.

 دو کارگردان فيلم "شبانه‌روز" نيز همزمان فيلم را تدوين مي‌کنند. اميدوارم

 اين فيلم براي حضور در جشنواره فجر آماده نمايش شود.


وي افزود: با توجه به قصه و فضاي جديد فيلم از نتيجه کار راضي هستم، اما

 نتيجه نهايي بعد از تدوين مشخص مي‌شود. "شبانه‌روز" براي مخاطب

حرفي دارد و به همين دليل فکر مي‌کنم با تماشاگر خود ارتباط برقرار کند. 


برپايه اين خبر، محمدرضا فروتن، نيکي کريمي، پارسا پيروزفر، حميدرضا

پگاه، مهناز افشار، مهتاب کرامتي،حامد بهداد، نگار جواهريان، سپيده علايي

 و فريبا جديکار، ستاره اسکندري، شاهرخ فروتنيان، فرزان اطهري، بهنوش

بختياري، رويا جاويدنيا، فلامک جنيدي، آزاده صمدي، سعيد فروتن، بهروز

قادري، ساعد هدايتي، خاطره اسدي، لادن طباطبايي و مريم بوباني ديگر بازيگران "شبانه‌روز" هستند.


عوامل توليد فيلم عبارتند از نويسنده: بنکدار و عليمحمدي، مدير فيلمبرداري:

 مرتضي پورصمدي، مدير توليد: هايده قريشي، طراح صحنه: آيدين ظريف،

 طراح لباس: شيده محمودزاده، طراح گريم: سودابه خسروي، صدابردار:

 مهدي صالح کرماني، برنامه‌ريز و دستيار کارگردان: علي تيموري و عکاس:

حافظ احمدي.

در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: فوژان رهايي، طراح لباس قرار است

با پسر دايي خود ازدواج کند. اما با ورود بابک ... مرجان به رغم بيماري خود و

 مادرش و شکستي که در ازدواج تجربه کرده، مي کوشد دوباره روي پاي

خود بايستد و زندگي‌اش را از نو بسازد... سياوش نقاش آبرنگ با وجود

بيماري رماتيسم، زندگي آرامي با همسر خود دارد، اما روزگار ...

تاج‌السلطنه که از دسيسه‌هاي اندروني به تنگ آمده خاطراتش با معلم

نقاشي‌اش سليمان را مرور مي‌کند ...

احتمالا که نه، مطمینا طبق خبری که در روز ۸ آبان ماه منتشر شده هست

 بالطبع تا امروز که ۲۳ میباشد فیلمبرداری این فیلم باید طبیعتا به پایان

رسیده باشد.

در ضمن فکر میکنم که گریم فروتن چیز متفاوت و یا حداقل شاید نو و جالبی

 باشد(البته تنها حدس و گمان هست) چون از قضا تصویری از بهداد هم که

 میگویند گریم و نقش متفاوتی دارد منتشر نشده هست.

ضمن اینکه داستان ایپیزود فروتن احتمالا تاریخی هم میباشد(آن طور که من

 شنیدم) باید یک ایپیزود خاص و متفاوتی نسبت به بقیه باشد. به هر حال

باید تا جشنواره منتظر ماند.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

«سيد جمال ساداتيان» تهيه كننده «شبانه‌روز» در گفت و گو با خبرنگار
 
سينمايي فارس با اعلام اين خبر گفت:پارسا پيروزفر چند روز است كه بازي
 
 خود را در كنار نيكي كريمي آغاز كرده و تاكنون 20 درصد از كل فيلمبرداري
 
 به پايان رسيده است.

وي افزود: مهناز افشار، خاطره اسدي، شاهرخ فروتنيان، نيكي كريم، مهتاب
 
كرامتي و لادن طباطبايي تاكنون جلوي دوربين رفتند و بازي حامد بهداد ،
 
 پگاه آهنگراني ، ستاره اسكندري و محمدرضا فروتن به زودي در فيلم آغاز
 
 خواهد شد ضمن اينكه با پيشرفت مقداري از فيلمبرداري تدوين را نيز آغاز
 
خواهيم كرد.

ساداتيان در مورد آخرين وضعيت فيلمبرداري «شبانه روز» هم گفت:گروه از
 
كرج به تهران آمده و در ميدان منيريه مشغول به كار است.

«شبانه‌روز» كار جديد اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي است كه دومين كار
 
 آنها پس از«شبانه»است.فيلمي كه با گذشت سه سال از ساخت ، هنوز
 
 اكران عمومي نشده است.

نيكي كريمي، مهتاب كرامتي، محمدرضا فروتن، مهناز افشار، حامد بهداد،
 
نگار جواهريان ،حميدرضا پگاه، بهنوش بختياري،خاطره اسدي، ساعد
 
هدايتي، آزاده صمدي، فريبا جدي‌كار، سعيد فروتن،‌ سپيده اعلايي، رويا
 
جاويدنيا، مريم بوباني و ستاره اسكندري در اين فيلم بازي دارند.

مرضيه قريشي (مدير توليد)، علي تيموري (برنامه‌ريز و دستيار اول
 
كارگردان)، مهدي صالح كرماني (صدابردار)، آيدين ظريف (طراح صحنه)،
 
شيده محمودزاده (طراحي لباس)، حافظ احمدي (عكاس) و ماريا اميري
 
(منشي صحنه) نيز از عوامل سازنده «شبانه روز» هستند.
 
اخبار مربوط به آغاز فيلمبرداري فيلم «شبانه روز» منتشر مي شود. بر ليست بلندبالاي بازيگران چهره يي که در اين فيلم حضور دارند نيز هر روز افزوده مي شود. اما خبري از خلاصه داستان نيست. استوري بوردهاي فيلم نيز اينجا و آنجا در وبلاگ ها ديده مي شود. همه خبر از يک فيلم متفاوت ديگر در سينماي ايران دارند. خبرها هم متفاوت است. هر چه خبرها بيشتر مي شود بر ابهام ها مي افزايد. براي سر در آوردن از چند و چون ماجرا و رفع کنجکاوي تنها مي شود در قالب يک گزارشگر پشت صحنه به ميان آن رفت و تلاش براي گرفتن گزارش آغاز مي شود. دستيار کارگردان هر روز وعده روز آينده را مي دهد. فلان سکانس شب کاري از همه مناسب تر است. آماده ايم که سر گزارش حاضر شويم. زمان گرفتن آدرس وعده به زمان ديگري موکول مي شود. به اپيزود «سياوش». پس فيلم چنداپيزودي است. زمان وعده فرا مي رسد. زنگ هاي ممتد، بي جواب مي ماند. پس از دو هفته بالاخره آدرس در دست راهي غرب تهران مي شوم اعجاب لوکيشن از همان ابتدا متفاوت بودن و تجربه گرا بودن را به رخ مي کشد. خانه به نظر نوساز ولي قديمي مي آيد. نماي ساختمان در طبقه اول آجر خشتي است و پس از آن تبديل به سيمان سفيد مي شود. وارد دالان خانه مي شوم. راهرو با آرک هايي که با آجر خشتي ساخته شده است از حياط جدا مي شود. حياطي چهارضلعي که واحدها در چهار طرف آن قرار گرفته اند با يک باغچه چهارضلعي حس نوستالژيک خانه هاي قديمي را در ذهن زنده مي کند. گويي اتاق هاي چنين خانه يي را تبديل به واحدهاي آپارتماني کرده اند و بر فراز هر واحد چند طبقه افزوده اند. در راهرو راه پله ها را بالا مي روم. پاگرد از آکسسوار صحنه پر است. پاگرد که چه عرض کنم همان ايوان خانه هاي قديمي است با ستون هايي که تو را در ميان مي گيرد. وارد واحدي مي شوم که فيلمبرداري در آن در جريان است. گروه براي استراحت پراکنده اند. اما فضاي خانه به اندازه کافي سوژه براي سرگرمي دارد
ديوارها با رنگ قهوه يي و تناژ کرم رنگ به شکل پتينه به نظر مي آيد کاغذ ديواري شده است. در جاي جاي ديوارها شياري ايجاد شده که با بيرون زدن رنگ آبي به فضا ساختاري سالخورده مي دهد. رنگ ديوارها با پارکت قهوه يي سوخته در عين چشم نوازي فضاي مرده يي را ايجاد کرده است. خانه با راهرويي به دو قسمت تقسيم شده است؛ در سمت چپ، سالني قرار دارد که با يک قالي لاکي سه در چهار فرش شده است. در انتهاي سالن مبل چوبي سه نفره با روکش سورمه يي قرار گرفته است. بر بالاي مبل تابلوي زيبايي قرار دارد که آدمي بر بالاي صخره ها با پس زمينه سبز در حال حرکت است. در کنار مبل بوفه يي قرار دارد که خالي است. آن طرف تر ساعت پاندول دار کوچکي بر ديوار نصب است که ساعت30/3 را نشان مي دهد. کنار ساعت عکس هاي قديمي با قاب هاي چوبي با تضاد در کنار هم نصب شده اند. روبه روي مبل در آن سوي سالن کمد کرم چوبي پنج کشويي قرار دارد که بر فراز آن دو شمعدان سياه عکس زني را در قاب چوبي در بر گرفته اند. که عکس اينها به شکل مبهمي در آينه زنگارگرفته طلايي رنگي که به ديوار تکيه داده شده، افتاده است. در کنار سالن آشپزخانه قرار دارد که ورودي بي دري ا ين دو را به هم متصل مي کند. در کنار ورودي ميان آشپزخانه و سالن شومينه يي قرار دارد که جايگاه عجيبي براي شومينه است. در عين اينکه با ساختار سنتي خانه هماهنگ است. در مقابل شومينه ميزي قرار دارد که با روميزي زرشکي و پته چندرنگي پوشانده شده، روي ميز ظرف حلوايي در ميان دو شمعدان با شمع هاي سياه احاطه شده و در پشت آن گلداني با گل هاي ليليوم سفيد قرار گرفته است در سمت چپ مبل سورمه يي نيز ميز ديگري قرار گرفته که طبق ميوه يي باز در ميان شمعدان شمع هاي سياه قرار گرفته است. فضا فضاي سوگ و ماتم است. تنها جلوه حيات در ميان اين فضا تنگ مخروطي آويزان از سقف آشپزخانه است که دو ماهي در آن شناورند. در حال بررسي آکسسوار صحنه هستم که گروه رفته رفته جمع و آماده فيلمبرداري مي شوند!
ميز گلدان ليليوم جمع مي شود و دوربين سه پايه جاي آن را اشغال مي کند. کيوان عليمحمدي مي گويد که همه صحنه را جمع کنيد و آقاي هدايتي تنها با فنجان در صحنه بماند. از دستيار صحنه هم مي خواهد که گل هاي ليليوم را تبديل به دسته گل کند. ميزانسن صحنه همچون قاب عکس چيده مي شود. ساعد هدايتي با کت و شلوار طوسي و پيراهن مشکي در پس زمينه در کنار پنجره در انتهاي کادر قرار مي گيرد.دو هنرور نيز اين ميزانسن را با تضاد جايگاه در مقابل هم در جلوي کادر اشغال مي کنند. گروه صحنه فنجان قهوه را به دست ساعد هدايتي مي دهند. کيوان عليمحمدي و اميد بنکدار هر يک از ويزور دوربين ميزانسن را چک مي کنند. مرتضي پورصمدي فيلمبردار نيز به گروه مي پيوندد. صحنه را چک مي کند و گروه آماده فيلمبرداري پلان مي شوند. دو کارگردان صحنه را از طريق مانيتور و صدا دنبال مي کنند. با فرمان دوربين، صدا، حرکت عليمحمدي هنرور اول با دسته گل از مقابل دوربين عبور مي کند هر چند به همراه هنرور دوم در کادر است و تنها ساعد هدايتي در صحنه به چشم مي آيد که جرعه جرعه قهوه اش را مي نوشد. پلان اول به اين ترتيب گرفته مي شود. دوربين تغيير جا مي دهد و در ابتداي راهرو قرار مي گيرد، راهرويي که با دو پنجره عريض و طويل با پرده هاي حرير سفيد با حياط چهارگوش و باغچه کوچک در ارتباط است.
آزاده صمدي با لباس سياه رنگ و تور سياهي بر سر آماده فيلمبرداري صحنه است و ديالوگ هايش را زير لب مرور مي کند. مرتضي پورصمدي مي گويد پايان کلوزآپ است و عليمحمدي تاييد مي کند
دوربين را به سمت راست کج مي کنند. مردي که نقش پدر را بازي مي کند، وارد مي شود. پيراهني بر تن و شلوار جيني بر پا دارد. ظاهرش به هنرمند هاي بورژوا مي خورد. از فاصله دور چهره اش را بررسي مي کنم اين چهره آشناست. اما او را به جا نمي آورم. شايد اصلاً شخصيت خودش اين گونه است که آنقدر خوب فيگور نقش را گرفته است. استوري بورد اين پلان در دست منشي صحنه زير صفحه مربوطه است. سر مرد به سمت پايين در گوشه کادر به صورت کلوز قرار گرفته است. مرد خميده به کنار پنجره مي رود. سر و شانه هايش فرو افتاده اند و خميدگي و تکيدگي اش تشديد مي شود. در حال حس گيري است که مي گويد عينک در اين پلان نبايد به چشم باشد. اين صدا صداي آشنايي است. صدايي که جويده جويده و متفاوت جملات را ادا مي کند. اين صدا را کجا شنيده ام!!!
اميد بنکدار براساس استوري بورد مي گويد نبايد عينک داشته باشي و توضيح مي دهد زماني که از بهشت زهرا آمده يي نيازي به عينک نداري!
پورصمدي تقاضاي لنز تله تري مي کند، گروه فيلمبرداري لنز را عوض مي کند. بنکدار از مرد مي خواهد سرش را پايين بگيرد و کنار پنجره بايستد. همه چيز آماده است صحنه از پشت ويزور و مانيتور چک مي شود. آباژور در پس زمينه مطابق ميل دو کارگردان و فيلمبردار نيست گروه صحنه دست به کار مي شوند و آباژور را از صحنه حذف مي کنند. هنوز در ذهنم با مرد بازيگر درگيرم که کسي او را حامد صدا مي کند و من بهت زده در دلم سودابه خسروي را مي ستايم. چنان گريم متفاوتي از حامد بهداد ارائه کرده است که اگر فيلم امکان اکران بيابد بي شک علاقه مندان در انتها با اين سوال که پس حامد بهداد کجاي فيلم بازي مي کرد، سالن سينما را ترک مي کنند. در حال مکاشفه ام که دستيار کارگردان به من مي گويد نبايد از ريزه کاري هاي گريم حامد بهداد چيزي بگويم و تنها با اين عنوان که گريم متفاوتي دارد، بسنده کنم. توصيف گريم اين بازيگر مي توانست يکي از نقاط عطف گزارش باشد. اما فضا و نحوه فيلمبرداري به نحوي است که هر چيزي نکته يي جذاب براي ارائه دارد و بدون اين توصيف که به شدت وسوسه آن عقيم مي ماند مي توان گزارش پر جزئياتي ارائه کرد. حامد بهداد که نقش سياوش را بازي مي کند در گوشه کادر مرتضي پورصمدي قرار مي گيرد و نقش متفاوتي را در سينماي ايران ثبت مي کند.
چند پلان مديوم شات نيز از حامد بهداد گرفته مي شود. در يک نما با پاهايي خميده دست بر سينه و سر به زير است. در نماي بعدي دست به چارچوب پنجره تکيه داده است. همه اين نماها با کلي وسواس و رايزني گرفته مي شود. پس از اين نماها يک پلان مديوم شات از آزاده صمدي و حامد بهداد گرفته مي شود. سياوش(بهداد) در کنار پنجره دست به سينه ايستاده است. گروه صحنه فنجان قهوه يي به دست آزاده صمدي مي دهند. پلان چندين بار تمرين مي شود. آزاده صمدي فنجان را به طرف سياوش دراز مي کند و مي گويد؛ مثل هميشه بي شکر و حامد بهداد دست ها را از هم باز مي کند و با اين ابهام که فنجان را از دست دختر سياه پوش خواهد گرفت، دست به پيشاني مي برد. در اولين تمرين حامد بهداد از دو کارگردان مي پرسد که اگر دستم به اين شکل بالا بيايد نظافت عکس برهم نمي خورد و پس از تمرين حرکت دست مورد تاييد واقع مي شود. عليمحمدي از آزاده صمدي مي خواهد دستش را کمتر جلو بياورد. مرتضي پورصمدي هم از تور او که مدام صورتش را ماسکه مي کند، گله مند است و از گروه لباس مي خواهد که تور را جوري نصب کنند که صورتش را ماسکه نکند!
تمرين چند بار انجام مي شود و پلان با چشم هاي پراشک آزاد صمدي و حضور تکيده حامد بهداد گرفته مي شود. زاويه دوربين تغيير مي کند و در سمت ديگر راهرو قرار مي گيرد. به قسمت سمت راست ساختمان مي روم. بخش ديگري از خانه سياوش که شخصيت او را توصيف مي کند، در راهرو مانند يک گالري نقاشي تابلوهاي متفاوتي به ديوار زده شده است؛ دايره يي که از درون آن هزاران کاغذ روزنامه بر زمين فرو ريخته است. خانه يي که با صورت مردي پير درهم تنيده، شمايل مردي دستار بر سر که دست هايش صورت اعوجاج داده شده اش را پوشانده است. در سمت راست راهرو سالن ديگري قرار دارد که از سالن اول کوچک تر است. ميز کاري که به نظر از چوب درخت گردو است در انتهاي سالن در کنار پنجره کوچکي قرار دارد که روي آن رنگ و چهار ليوان بزرگ که آب درون آنها به رنگ قلم رنگي درآمده است، قرار دارد و کلي کاغذ و کتاب که روي ميز را شلوغ کرده است. بر بالاي ميز جا سي دي قرار دارد، که سي دي هايي از موزيسين هاي بزرگ در آن جاي داده شده است!
زمين نيز با يک فرش لاکي ديگر مفروش شده است و دو مبل چوبي با روکش گرم به صورت مايل در دو طرف فرش مقابل ميز قرار داده شده است. در پشت مبل ها يک کتابخانه دو تکه به چشم مي خورد که کتاب هاي گوناگون در آن ديده مي شود از رمان گرفته تا کتاب هاي معماري و علمي
در انتهاي سالن سه در ديده مي شود. از آن درهاي قديمي دولته که مانند خانه هاي قديمي با نقاشي تزئين شده است. دولته در اول باز است و اتاقي را به نمايش گذاشته و دو در ديگر بسته هستند. دوربين به سمت راست راهرو آمده است و مانيتور در پشت آن قرار گرفته است. همان پلان توشات آزاد صمدي و حامد بهداد است. در پس زمينه شمع هاي سياه شمعدان را روشن کرده اند. اميد بنکدار به آزاده صمدي يادآور مي شود که از ديالوگ مثل هميشه بي شکر آغاز کند و هم ديالوگ اين پلان را تا انتها بگويد. به سياوش (بهداد) هم يادآور مي شوند که انگشترش را در دست طوري قرار دهد که زماني که با اشاره دست امتناع خودش را نشان مي دهد، ديده شود. مرتضي پورصمدي هم بر اين نشانه تاکيد مي کند. گويا اين انگشتر المان مهمي در اين فيلم يا حداقل اين اپيزود به حساب مي آيد. قاب بندي به نحوي است که فقط آزاده صمدي در کادر است و تنها دست حامد بهداد در گوشه تصوير مي آيد و مي رود آن هم با تاکيد بر انگشتر عقيق. پلان گرفته مي شود. آزاده صمدي فنجان را به سوي حامد بهداد دراز مي کند و مي گويد؛ مثل هميشه بي شکر، پس از اندکي مکث ادامه مي دهد امشب با هم به خانه ما مي رويم!
حرکت امتناع دست حامد بهداد بلند مي شود و کات مي خورد ...
پلان بعدي نگار (آزاده صمدي) به سياوش مي گويد؛ پس من مي مانم تا تنها نباشيد
سياوش کمي به سمت دوربين مي چرخد و مي گويد؛ نه نگار، من خوبم نبايد آنها را تنها بگذاري. پلان بعد دست انگشترنشان سياوش به قصد تسکين بر شانه نگار قرار مي گيرد، نگار سر بر دست هاي پدر مي گذارد و اشک از چشمانش سرازير مي شود. پلان آخر باب ميل پورصمدي نيست. مي گويد در پس زمينه نور شمعدان ها فلو مي شوند و مانند شعله آتش در ميزانسن قشنگ قرار نمي گيرند. دو کارگردان در مانيتور ميزانسن را بررسي مي کنند و شمع هاي سياه خاموش مي شوند. ديواره قهوه يي زيبايي کادر را گرفته است. بنکدار از آزاده صمدي مي خواهد کمي جلو بيايد و در زمينه چند تصوير پرده قرار گيرد. همه چيز براي توفيق يک پلان خوب مهياست. سکانس 48 به اين ترتيب گرفته و سکانس بعدي آماده فيلمبرداري مي شود
گروه هنوز در تکاپوست. در حال ترک کردن لوکيشن مرتضي پورصمدي مي گويد از ديدن اين همه نماي کج و وهم اوردوز کردي. لبخندي مي زنم. به شيارهاي ديوار نگاهي مي اندازم که ورق هاي روزنامه از پشت آن ديده مي شوند. آيدين ظريف طراح صحنه پتينه ديوارها را بر روزنامه انجام داده تا بتواند فضاي سالخورده يي به خانه بدهد. اين خلاقيت براي کاستن از بودجه فيلم بوده است يا حرکتي که بتوان راحت ديوارها را پتينه کرد، نمي دانم. اما حرکت تازه يي است. سعيد فروتن را براي نماي بعد آماده مي کنند. به شلوغي صحنه نگاهي مي اندازم. هميشه فکر مي کنم هيچ کس در زمان اکران فيلم به دشواري ساخت آن فکر نمي کند. اما اين بار با اين خرده پلان هاي ممتد که بسيار حرفه يي است و بي شک کادر حرفه يي طلب مي کند، بيشتر به دشواري ساخت فيلم فکر مي کنم
در روزهاي بعد به رغم قولي که داده شده، نمي توانم جواب سوا ل هاي زيادي که در ذهنم ايجاد شد را از کيوان عليمحمدي و اميد بنکدار، بازيگران و عوامل فيلم بگيرم. نمي شود در اين شلوغي خرده پلان ها و دشواري کار توقع بيشتري داشت. هنوز سوال هاي پيش از گزارش در ذهنم هستند. هنوز نمي دانم داستان فيلم از چه قرار است
هنوز نمي دانم حتي فيلم چنداپيزودي است يا اصلاً ارتباط اين اپيزودها در چيست. تنها يک فضاي متفاوت ديده ام که کنجکاوم مي کند در جشنواره فجر و پس از آن در اکران عمومي تماشاي «شبانه روز» را از دست ندهم و اميدوار باشم اين فيلم نيز مانند ديگر فيلم هاي متفاوت و هنري فرهنگي سينماي ايران مهجور واقع نشود و زماني براي پاسخ سوال هايم فراهم شود!
**************************************************
این هم چند عکس از هنرمندان
 
بزرگترین وبلاگ هواداران بهنوش بختیاری
 
بزرگترین وبلاگ هواداران بهنوش بختیاری
 
بزرگترین وبلاگ هواداران بهنوش بختیاری
 
بزرگترین وبلاگ هواداران بهنوش بختیاری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مجله ی رویش توسط گلزار  - الناز شاکر دوست و فروتن چاپ میشود:
 
از این پس همراه همیشگی رویش :

رئیس شورای نویسندگان : روزبه بمانی.

مشاوره هنری : محمد رضا فروتن.

دبیر ستاره های سینما و موسیقی : محمد رضا گلزار.

دبیر بخش آزاد : الناز شاکردوست.

رضا رشيدپور مجري برنامه‌هاي تلويزيوني كه به تازگي سردبيري يك روزنامه را پذيرفته، گفت: اين روزنامه با رويكرد كاملا فرهنگي و به دور از فعاليت‌هاي سياسي و انتخاباتي منتشر خواهد شد.

 رضا رشيدپور  گفت: روزنامه «فرهنگ آشتي» كه من مسئوليت سردبيري آن را پذيرفته‌ام از اول آذرماه با رويكردي جديد راه خود را ادامه خواهد داد.
وي افزود: تغييرات محتوايي روزنامه بسيار چشمگير است و منش فرهنگي، هنري و اجتماعي روزنامه پررنگ‌تر مي‌شود و قصد داريم اين روزنامه را به رسانه‌اي تاثيرگذار در مقوله فرهنگ، هنر و اجتماع تبديل كنيم. كارمندان و خبرنگاران اين روزنامه هم همان گروه قبلي روزنامه به همراه افراد جديدي از پيشكسوتان خواهند بود.

وي با بيان اين كه اين روزنامه از ابتداي آذر در 12 صفحه تمام رنگي و با گرافيكي جديد منتشر مي‌شود، تصريح كرد: هيچ نوع واگذاري در روزنامه صورت نگرفته و با پتانسيل قوي‌تري به كار خود ادامه خواهد داد. يكسري شايعات نيز مطرح شده كه چون در آستانه انتخابات رياست جمهوري قرار داريم، روزنامه فعاليت‌هاي انتخاباتي خواهد داشت كه در اين باره بايد بگويم به هيچ وجه من‌الوجوه ما اين كار را نخواهيم كرد و حتي اگر ميلياردها تومان پول هم به ما بدهند، وارد عرصه سياست و انتخابات نخواهيم شد.
وي ادامه داد: ما اخباري از سياست را پوشش خواهيم داد كه با فرهنگ و هنر قرابت داشته باشد. منظورمان هم از فرهنگ و هنر فقط سينما و تلويزيون نيست بلكه ما به تمام حوزه‌هاي هنري خواهيم پرداخت.
رشيدپور درباره تاثير فعاليت‌هاي تلويزيوني‌اش در اخبار روزنامه گفت: من كاملا مستقل از تلويزيون وارد اين عرصه شده‌ام. اگر لازم باشد تلويزيون را نقد مي‌كنيم، و اگر هم لازم بود، تشويقش مي‌كنيم.
وي افزود: در كنار روزنامه، انتشار مجله «هفت نگاه» را هم در راه داريم و به زودي اين مجله را با رويكرد فرهنگي و هنري منتشر خواهيم كرد.
رشيدپور درباره سردبيري مجله «رويش» كه پيش از اين آغاز كرده بود نيز گفت: من ديگر سردبير اين مجله نيستم و «رويش» توسط «محمد رضا گلزار»،‌ «الناز شاكر دوست» و «محمد رضا فروتن» منتشر مي‌شود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مهران مديري،عصار، رهنما و يزداني در تالار كشور خواندند

اولين كنسرت 4 نفره پاپ ماني رهنما، مهران مديري، عليرضا عصار و رضا يزداني با ياد خسرو شكيبايي در تالار بزرگ كشور برگزار شد

 شب گذشته تالار بزرگ كشور ميزبان خوانندگان پاپي بود كه براي همراهي با سازمان ملل متحد كنسرت خود را برگزار مي‌كردند.
بنا بر اين گزارش، در اين كنسرت كه با حضور كارن همايونفر آهنگساز و تني چند از ترانه‌سرايان و اهالي موسيقي پاپ برگزار شد،ماني رهنما با تشويق‌هاي مردم به روي صحنه‌اي كه كاملا مدرن طراحي شده بود آمد و گفت:در ابتداي برنامه قطعه آرتيست را به روح خسرو شكيبايي هديه مي‌كنم. اين قطعه‌اي است كه منظر يك هنرمند در دل‌هاي او با مردمش را بيان مي‌كند

سپس ماني رهنما با پيانو و آواز اين قطعه را كه بر اساس شعري از حامد نوري بود را اجرا كرد.
بعد از اجراي اين قطعه نوازندگان اركستر رهنما به روي صحنه آمدند و همراه با اين خواننده چند قطعه جديد را به همراه يك قطعه كه منتخبي از قطعاتي چون بغض، باور نكن، پرنده و .... را اجرا كردند.
بنابراين گزارش، در ادامه اين برنامه گروه رهنما قطعه عاشقانه چه كسي مثل من را با شعري از افشين مقدم اجرا و سپس ماني رهنما گفت: ما هم اكنون در صحن ارگان بين‌المللي چون سازمان ملل متحد هستيم و خيلي دلنشين است كه كشور ما با اين چنين حركت‌هايي مزين به انسان دوستي مي‌شود.
رهنما در ادامه قطعه شام كودكان را به يونيسف تقديم كرد و در آخر به منظور معرفي يك خواننده نوجوان از محسن وحيدي خواست تا او را در اجراي قطعه جمعه‌هاي مه گرفته همراهي كند.

*مهران مديري و آواز خراساني
-----------------------------------
در ادامه اين برنامه و بعد از مدت زمان كوتاهي آنتراك گروه داركوب به خوانندگي مهران مديري به روي صحنه آمدند كه با تشويق‌هاي پياپي مردم روبرو شد تا حدي كه مديري فرصت صحبت نداشت و خطاب به مخاطبان گفت:مي‌خواهيد من هيچ نگويم و شما فقط دست و سوت بزنيد.
اجراي مهران مديري با تك‌نوازي كمانچه شروين مهاجر آغاز و سپس او يك آواز خراساني در دستگاه دشتي را خواند.
مديري بعد از اجراي اين قطعه به معرفي اعضاي گروه پرداخت و گفت: گروهي كه من هم اكنون با آن به روي صحنه آمدم گروه داركوب است و قرار است از اين به بعد يكسري همكاري‌هايي را با هم داشته باشيم به طوري كه قرار است اوايل آذر ماه كنسرتي را در همين تالار برگزار كنيم.
مديري بعد از صحبت‌هايش و به خاطر اجراي كنسرت اصلي‌اش در آذرماه تنها يك قطعه ديگر را بر اساس شعر مولانا خواند و برخلاف تصور همه كنسرتش را به پايان رساند.
بخش اول كنسرت چهار نفره گروه پاپ با اجراي 10 دقيقه‌اي مهران مديري به پايان رسيد و بعد از آنتراك 20 دقيقه‌اي گروه رضا يزداني به روي صحنه آمدند.

*اجراي موسيقي فيلم‌هاي كيميايي در تالار بزرگ كشور
----------------------------------------------------------------
رضا يزداني يكي ديگر از 4 خواننده پاپي بود كه شب گذشته در تالار بزرگ كشور اولين كنسرت خود را برگزار ‌كرد.او كه بدون هيچ صحبتي به اجرا پرداخت ،در اين كنسرت گلچيني از آلبوم‌هاي خود را به همراه ترانه‌هاي فيلم حكم و رئيس مسعود كيميايي اجرا كرد.
قطعه خليج فارس آخرين قطعه او براي اين كنسرت بود كه با تشويق و همراهي بسيار زياد مخاطبان روبرو شد.

*عصار و شور مخاطبان

پايان بخش كنسرت چهار نفره پاپ اجراي عليرضا عصار به همراه فواد حجازي بود.او بعد از حاضر شدن بر روي صحنه شعري در مدح حضرت علي (ع) دكلمه كرد و سپس گفت: امشب پايان يك انتظار سه چهار ساله براي من و فواد حجازي است. به داشتن چنين هموطناني كه هر وقت پاي عمل خير به ميان مي‌آيد آنها نيز به ميدان مي‌آيند افتخار مي كنم.
وي در ادامه به كنسرت اصلي خود اشاره كرد و افزود:من امشب براي يونيسف اجرا مي‌كنم اما كنسرت اصلي ما با همين تركيب در اسفندماه خواهد بود.
اين خواننده با همراهي بسيار زياد مردم قطعه «حال منه بي تو»،«كعبه» و «كي مي‌گه تو نباشي» را اجرا كرد.
او نيز همانند مهران مديري به واسطه داشتن كنسرتي مجزا به مدت كوتاه در اين برنامه به اجرا پرداخت.
كنسرت 4 نفره پاپ تا 22 آبان در تالار بزرگ كشور برگزار خواهد شد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گفت و گویی با نیوشا ضیغمی:

ضیغمی:اصلا استعداد سیاسی ندارم

-لطفا یک بیو گرافی از خودتون بفرمایید.

نیوشا ضیغمی هستم متولد 1359 بیمارستان ایرانمهر تهران،دیپلم معماری دارم ولی چون در دانشگاه سراسری روانشناسی کودک قبول شدم ترجیح دادم در این رشته ادامه تحصیل بدهم ولی در این مدت ذره ای از علاقه من به هنر مخصوصآ بازیگری کم نشد و همز زمان با تحصیل در این رشته دوره های کوتاه مدت کارگردانی و بازیگری کانون سینماگران جوان گذراندم و بلافاصله بعد از پایان این دوره های آموزشی فعالیت هنری خودم رو آغاز کردم

در چند فیلم به ایفای نقش پرداختید؟

اولین کارم برمیگرده به سال پیش که در سریال "در چشم باد"به کارگردانی آقای جعفری جوزانی حضور داشتم و به این کار افتخار میکنم و معتقدم در این فیلم توانستم به اندازه 100 تا فیلم سینمایی تجربه کسب کنم،فیلم های دیگری که من در آنها بازی کردم عبارتند از:تردست؛مواجهه،شوریده،گناه من،اخراجی ها،حس پنهان،پارک وی،قرنطینه،تلافی

شما با فیلم اخراجی ها چهره شدید،یک مقدار در مورد این فیلم و چگونگی همکاری با این گروه توضیح بدید.

برای این کار آقای شریفی نیا با من تماس گرفتند و از من دعوت کردند تا در این فیلم بازی کنم،من بعداز ملاقات با آقای کاسه ساز و ده نمکی و خواندن فیلم نامه تصمیم گرفتم در این کار به ایفای نقش بپردازم.یکی از مهمترین دلایل پذیرفتن این نقش این بود که من پس از مطالعه فیلم نامه متوجه شدم که فیلم قرار هست نگاهی نو به جنگ داشته باشد و این برای من جذاب بود.عامل دیگر حضور هنرمندان باسابقه و خوب کشور در این کار بود که کار کردن با هر کدام از این عزیزان برای من یک افتخار محسوب می شود و از این بابت بسیار مایل بودم که در کار حضور داشته باشم.و عامل آخر هم این بود که پس از مطالعه فیلم نامه در یافتم که فیلم مخاطب عام دارد و با همه اقشار مردم در ارتباط هست

بعضی ها میگفتند که" اخراجی ها" چیزی شبیه به "لیلی با من است" هست در صورتی که شما می گویید طرح فیلم نو بود

لیلی با من است داستان یک نفر بود که نمیخواسته به جبهه بره ولی  به جبهه رفت و در اونجا متحول شد،فردی که زیاد از فرهنگ جبهه دور نبود...اما اخراجی ها ما با یکسری آدم طرف هستیم که وقتی به جبهه می روند با فضای اونجا تضاد های فرهنگی زیادی دارند.

کار با مسعود ده نمکی به لحاظ حاشیه هایی که داشت ریسک بود،چی شد که شما با این همه حاشیه حاضر شدید با او همکاری کنید؟

من مسعود ده نمکی رو با "کدام استقلال،کدام پیروزی" و "فقر و فحشا" و فیلم نامه "اخراجی ها" به عنوان یک فیلم سازمیشناختم و اصلآ به سابقه سیاسی او توجه نداشتم و چیزی که برام مهم بود نگاه بی پروای او به مسائل بود...و در کل باید بگم هر آدمی در بعضی از مسائل استعداد دارد و در بعضی مسائل بی استعداد است...من هم در مقوله سیاست کاملآ بی استعدادم

با حواشی فیلم چگونه برخورد کردید؟

به نظر من وقتی یک فیلمی خوب باشه خودش جواب منتقدان وحاشیه سازان رو میده...من هم سعی کردم نقشم رو به نحو احسن بازی کنم تا جواب این حواشی داده بشه

در اخراجی های 2 هم حضور دارید؟

بله با من تماس گرفته شده و عنوان شده که بنده در این فیلم حضور دارم،البته فعلآ فیلم نامه در حال بازنویسی هست
 

بریم سراغ فیلم "پارک وی" فیلمی که بعضی ها رو وسط فیلم مجبور کرد سینما رو ترک کنند،نظرتون در مورد نقشتون در این فیلم رو بفرمایید.

من به هیچ عنوان منکر سینمای آقای جیرانی نمی شوم ولی من اصلآ از بازی در این فیلم راضی نیستم،این نقش برای من از ابتدا نقش تعریف شده بود که فراز و فرود و یک پیچیدگی خاص داشت ولی نمی دونم چرا در تدوین اصلآ به کلی ماهیت نقش گرفته شد و به یک چیز بی روح تبدیل شد.

اما توفیق اجباری،فیلمی که به ظاهر "باران کوثری"نقش اول رو ایفا میکرد ولی در عمل نقش شما پررنگ تر بود.

ما در این فیلم  تمام هدفمون خوب شدن فیلم بود و اصلآ این که کی نقش اول بود مطرح نبود...ما حتی روی دیالگو ها هم بحث و تبادل نظر می کردیم تا به یک نقطه خوب وقابل قبول برسیم تا مجموعه کار خوب از آب در بیاد.

شما 3 تجربه طنز داشتید،آیا ماشاهد کارهای طنز بعدی شما هم خواهیم بود یا تصمیم دارید دیگه وارد این حطیه نشوید؟

 من کار خودم رو در کارهای طنزی که انجام دادم مثبت ارزیابی می کنم و در کل بازیگری هستم که دوست داریم همه ژانرهای رو تجربه کنم و دوست ندارم خودم رو محدود به یک موضوع خاص کنم کما اینکه به طنز همچنان علاقه دارم و اگر پیشنهاد خوبی بهم بشه با کمال میل آن را قبول می کنم

نظرتون رو در مورد تلافی که در آن برای اولین بار نقش اول رو بازی کردید بفرمایید

تلافی فیلمی بود که یک زوجی را نشان میدهد که یک سری مشکل دارند که واقآ اسم آنها رو نمیشه مشکل گذاشت و یک نگاه عمیق میتونن اون مشکل رو حل کنند و این یکی از مشکلات جامعه ماست که یک سری آدم هستند که سال ها با هم بازی می کنند ولی از کوچکترین خواسته های هم آگاه نیستند و به نظر در مجموع تلافی فیلم خوبی است و تا اینجا هم عکس العمل مردم نسبت بهش خوب بوده و در شرایطی اکران فیلم با اکران  فیلمی مثل "دایره زنگی" یا مجنون لیلی" با خیل عظیمی از بازیگران که هرکدامشان میتوانند به تنهایی مردم رو به سینما بکشانند هم زمان شده است فروش خوبی داشته است

تعریف نیوشا ضیغمی از سوپر استار چیست و آیا به نظر خودش الان ستاره است؟

سوپر استار یعنی کسی که در همه جای دنیا همه او را می شناسند و به خاطر او به سینما می روند که ما در ایران یه همچین چیزی نداریم...در مورد خودم هم باید بگم که فعلآ برای خودم هم مجهول و گنگه این موضوع و باید ببنیم عکس العمل مردم در مقابل دو فیلم "تلافی" و "قرنطینه" که من در این دو فیلم نقش اول رو دارم چیست و آیا به خاطر نیوشا ضیغمی سینما می روند یانه،شاید بعد از پایان اکران این دوفیلم و پیشنهاد های کاری بعدی بتونم بهتر جواب این سوال رو بدم

خیلی ها بر این عقیده هستند که شما یک هدیه تهرانی جدید در سینمای ما هستید،نظر خودتون چیست؟

هدیه تهرانی کسی است که یک بخشی از سینمای بعد از انقلاب ما بهش مدیون هست چرا که وقتی او وارد این عرصه شد مردم به خاطر او بلیط میخریدند و به سینما می رفتند،اتفاقی که برای کمتر کسی در سینمای ما افتاده است...به نظرم هدیه تهرانی یک وزنه قوی و مستحکم در سینمای ماست و به این زودی ها کسی مثل او به سینما معرفی نمی شود گرچه برای من باعث افتخار هست که با او مقایسه میشوم و باعث خوشحالی من خواهد بود اگر روزی به جایگاهی مانند جایگاه او در سینما برسم

به نظرتون زیبایی چهره  در کار یک بازیگر چقدر تاثیر گذار هست؟

به نظر چیزی که از زیبایی کلیشه ای و یونانی مهمتر هست جذابیت یک بازیگر هست،خیلی ها هستند که زیبا هستند ولی وقتی در روی پرده سینما دیده می شوند هیچ جذابیتی برای بیننده ندارند

به نظرتون روزی میرسه که سینمای سطحی و معناگرا در ایران باهم ادغام بشود و فیلمی مرکب از این دو ساخته بشود؟

این اتفاق در گذشته در فیلم "قیصر"یا"داش آکل"  افتاد که هم مردم و هم منتقدان رو از خودش راضی کرد پس به نظرم این اتفاق دور از دسترس نیست و فقط باید کمی فرهنگ سازی کنیم

این روزها بحث دستمزد 70 میلیونی آقای گلزار بسیار داغ هست،نظر شما در مورد بالا رفتن دستمزد بازیگر ها چیست؟

ببینید ما فقط یک بازیگر داریم که قدرت این رو دارد که ببیننده رو وادار به آمدن به سینما کند آن هم محمد رضا گلزار هست و به نظر چنین شخصی حق دارد که دستمزد بالا هم بگیرد چون به هرحال به چرخه اقتصاد سینما کمک بزرگی می کند 

نظرتون رو درمورد اسامی زیر بفرمایید؟

مسعود ده نمکی؟

فیلم سازی با نگاهی عمیق و بی پروا

حبیب الله کاسه ساز؟

تهیه کننده بسیار خوب و خوش حساب

هنگامه قاضیانی؟

واقآ به عقیده من مستحق گرفتن جایزه امسال بود ولی متاسفانه یک عده در جشنواره امسال به او کم لطفی کردند که این کم لطفی از این ناشی می شد که آنها ایشون رو نمی شناختند و با روی پرده نقره ای آشنا نبودند ولی من که او را از روی صحنه تاتر می شناسم اعتقاد دارم که استحقاق گرفتن جایزه راداشت

امین حیایی؟

  بازیگری که در همه ژانرها موفق بوده و واقآ دارای استعداد زیاد بازیگری است و به نظرم در این سالها به او کم لطفی شده بود و باید زود تر از این ها این جایزه نصیب او میشد

گلشیفته فراهانی؟

غنیمت سینمای ایران

باران کوثری؟

دوستی با معرفت و بازیگری عالی

شریفی نیا؟

 آچار فرانسه سینمای ایران

و حرف آخر؟

راه رسیدن،تلاش واراده ایست استوار پس بخواهیم تا برسیم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 و گویی با نفیسه روشن:

بزرگترین وبلاگ هواداران بهنوش بختیاریبزرگترین وبلاگ هواداران بهنوش بختیاریبزرگترین وبلاگ هواداران بهنوش بختیاری

نفيسه روشن از آن گروه بازيگراني محسوب مي‌‌شود كه كم‌كم پله‌هاي ترقي را طي كرد و كارش را در عرصه بازيگري با تئاترهاي دانش‌آموزي آغاز كرد و به واسطه يكي از اقوام مادري‌اش براي بازي در سريال «روزهاي يادماندني» دعوت به كار شد او هر چند كه قبل از سريال‌ اغما در سريال‌هاي مختلف حضور داشت اما به واسطه آن سريال و نقش پري چهره شد، به بهانه حضورش در سريال «مثل هيچكس» و در نقش اشرف‌السادات گفتگويي انجام داديم كه خواندنش خالي از لطف نيست...

بيوگرافي

در سيزدهم ارديبهشت سال 1361 به دنيا آمدم و ليسانس حقوق اسلامي دارم. فرزند اول خانواده هستم و دو برادر كوچكتر از خودم دارم. از همان بچگي به بازيگري علاقمند بودم و آرزويم اين بود كه روزي بتوانم بازيگر شوم، از طرفي در خانواده مادريم هنر جنبه موروثي دارد و اكثر آنها در اين حرفه مشغول به كار هستند به همين خاطر زماني كه خواستم وارد دنياي بازيگري شوم نه تنها مخالفتي با من نكردند بلكه من را بسيار تشويق كردند.

اولين كار

اولين كارم كه در آن بازي داشتم روزهاي به يادماندني بود، كارگرداني اين فيلم برعهده آقاي شهنواززاده بود ايشان از اقوام مادري‌ام بودند و از من دعوت كردند براي اين كار تست بدهم، خوشبختانه من هم در تست قبول شدم، بعد از آن هم در سريال روزگار غريب حضور داشتم و سپس كارهايي مانند كمكم كن، باران بهاري، آواي زمين، كلانتر، سال‌هاي برف و بنفشه و ... را تجربه كردم

افتخار بزرگ

بازي در سريال اغما براي من افتخار بزرگي محسوب مي‌‌شد، من در اين سريال با بسياري از بزرگان عرصه بازيگري نظير امين تارخ، لعيا زنگنه، ناصر ممدوح كه هميشه آرزو داشتم در كنارشان بازي كنم همبازي شدم و از اين بابت بسيار خوشحالم، حالا هم دوست دارم كه با استاد پرستويي و خانم معتمدآريا همبازي شوم.

خاطره شيرين

پس از حضور در سريال اغما، بسياري از مردم وقتي من را مي‌‌ديدند، مورد لطف و توجه خودشان قرار مي‌‌دادند اما بهترين خاطره‌ام زماني است كه به شيريني‌فروشي رفتم و ظاهرا يك خانم ميانسال براي مهماني كه داشت يك شيريني سنتي سفارش داده بود ايشان وقتي مرا ديدند محكم در آغوش كشيدند و گفتند پري جان، من خيلي تو رو دوست دارم درست عين دختر خودم و به همين خاطر همان شيريني را به من هديه داد، محبت اون خانم واقعا مرا شگفت‌زده كرد به طوري كه هيچوقت آن خاطره از ذهنم پاك نمي‌‌شود.

مثل هيچكس

در مثل هيچكس نقش طيبه را ايفا مي‌‌كنم، او مادر يك دختر 5 ساله است، من براي اينكه به اين نقش برسم با يكي از آشناهايمان كه نوع زندگي و ويژگي‌هاي او شبيه به طيبه بود تقريبا هر روز صحبت مي‌‌كردم او خيلي زود ازدواج كرده بود و در 25 سالگي صاحب دو فرزند بود سعي كردم بسياري از رفتارها را از او الگو بگيرم.

احترام به پيشكسوت

متاسفانه اين روزها در حرفه ما احترام به پيشكسوت ديگر مانند گذشته نيست بعضي از افرادي كه تازه وارد اين حرفه شدند اصلا احترام بزرگان اين حرفه را نگه‌ نمي‌‌دارند، اما از روز اولي كه وارد اين عرصه شدم با خودم عهد بستم هميشه حرمت افرادي كه در اين حرفه كار كردند را نگه دارم، بارها پيش آمده است كه گريم من با فردي كه از من تجربه بيشتري دارد همزمان شده است اما من هميشه نوبتم را به آنها مي‌‌دهم، همين نكته‌هاي كوچك باعث مي‌‌شود كه آنها به ادامه كار دلگرم شوند.

پله‌پله

بعضي افراد به واسطه حضور در يك سريال و مصاحبه‌هاي گوناگون ممكن است در يك مدت كوتاه به شهرت برسند، اما متاسفانه چون جنبه اين شهرت رو ندارند خيلي زود هم فراموش مي‌‌شوند، به نظر من يك بازيگر بايد پله پله به شهرت و معروفيت برسد تا در حين اينكه پله‌ها را طي مي‌‌كند، اصول حرفه‌اي و اخلاقي اين كار را هم ياد بگيرد، وقتي به كارنامه هنري‌ام نگاه مي‌‌كنم خوشحال مي‌‌شوم كه از تئاترهاي مدرسه‌اي آغاز كردم و پس از آنكه به تلويزيون راه يافتم از نقش كوچك تا محوري، همه را ايفا كردم.

دوربين 35

حضور در جلوي دوربين 35 و ديده شدن روي پرده سينما آرزوي بسياري از بازيگران است من هم از اين قاعده مستثني نيستم، اما مي‌‌خواهم اولين قدمم در اين عرصه را محكم و درست بردارم، پيشنهادات زياد سينمايي هم داشتم اما هيچ‌كدام از آنها حداقل انتظاراتم را هم برآورده نمي‌‌كرد.

خوشبختي

خوشبختانه من در يك خانواده بي‌نظير زندگي مي‌‌كنم و به همين خاطر احساس خوشبختي مي‌‌كنم، آنها با اعتمادي كه به من داشتند اجازه دادند، من در اين حرفه پيشرفت كنم جا دارد همين جا از حمايت‌هاي بي‌دريغ مادرم تشكر كنم

تفريحات

من به اتومبيلراني علاقه زيادي دارم و در وقت‌هاي بيكاريم سري به پيست رالي مي‌‌زنم، پياده‌روي هم از كارهاي مورد علاقه‌ام است و معمولا عصرها در پارك قدم مي‌‌زنم.

ازدواج

يك تصميماتي در اين باره گرفتم و اگر خدا بخواهد قرار است به زودي يك اتفاقاتي بيفتد، انشاا... هر وقت عروس شدم خبرتان مي‌‌كنم، براي من چيزي كه در ازدواج مهم است صبوري، صبر و گذشت دو طرف است.

مهربان بمانيم

از اينكه با مجله شما گفتگو كردم بسيار خوشحالم و براي شما و خوانندگانتان آرزوي موفقيت دارم، يادمان باشد كه هميشه با هم مهربان باشيم و به هم عشق بورزيم...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت   توسط   | 




کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد.
All Rights Reserved 2006 © by
behnoush-bakhtiary